احمد بن حسين بن على كاتب

243

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

و عيد اضحى در يزد طوى دادند و به « ميدان سعادت » با امراى عظام سوار گشته درآمدند و كدوهاى زر و نقره ساخته بر چوب ميدان كشيدند و سواران به رسم قپاق زدن مركبان برانگيختند و هركه را تير بر كدوى زر و نقره آمدى زانو زده كدو را بربودى . و مدّت ده روز شاهزادهء جهانيان « 1 » در يزد بود بعد از عيد . و سلطنت كرمان بر شاهزاده معز الدين « 2 » يوسف بهادر خان قرار گرفت و شاهزاده متوجّه كرمان گشت و سلطان اعظم پير بداق خان متوجّه دار السلطنهء شيراز شد و مهد اعلى جهان‌پناهى متوجه اردوى همايون گشت . و يزد به امير اعظم نظام الدين شاه ولى بيك بازماند ، و او حاكمى عادل بود و نيم دانگ سيم سياه بر كسى طمع نكردى و رعايت رعايا واجب شناختى . امّا خرابى حال شهر و رعايا در آن مرتبه بود كه به اندك تفقدى تدارك‌پذير نشدى . جراحت بيش از مرهم بود . و چون شاهزادهء عالم‌پناه از دار السلطنهء شيراز امير اعظم سعيد جلال الدين مقصود بن [ 316 ] سازقان « 3 » [ را ] كه اميرزادهء كبار و از الچيان « 4 » آن حضرت بود به رسم گرگيراقى به يزد فرستاد و در خانهء حافظ فخر الدين احمد النائنى المعلم مشهور به « خانهء سلطان پادشاهى » قريب در مدرسهء عبد القادريه فرود آمد . « 5 » و سال تسع و خمسين و ثمانمائه درآمد . در اين سال عالىجناب وزارت‌پناه مولانا و صاحب اعظم افتخار الصواحب و الاكابر بين الامم ، منبع اللطف و الجود و الكرم ، صاحب الخيرات و المبرّات بعلّو الهمم ، الموفق بتأييد الملك الولى ، خواجه معين الدولة و الدين على ، اعلى اللّه شأنه / 275 / در مزار امامزادهء معصوم پايابى به غايت خوب بساخت و آب جديده در او جارى گردانيد . و وصف آن در ذكر مزار گفته شده و قريب مزار بناى حظيرهء عالى بنهاده و در قريهء بفرويه كه از سيل خراب شده بود . « 6 » ذكر عمارت قريهء بفرويه « 7 » بفروى قريه‌اى معتبر بود و به واسطهء ورود سيل خراب شده و رعايا متفرّق گشته

--> ( 1 ) . مل : جهان‌پناه . ( 2 ) . م : نور الدين . ( 3 ) . مل : سازغان . ( 4 ) . مل : اكچيان . ( 5 ) . كذا در اصل ، ناقص به نظر مىآيد . ( 6 ) . كذا در اصل ، ناقص به نظر مىرسد . ( 7 ) . مل : بفروى .